الملا فتح الله الكاشاني
54
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
* ( عَمَّا يَفْعَلُ ) * از آنچه مىكند بجهة عظمت و سلطنت ذاتيه و تفرد بالوهيت يا بسبب آنكه در عقول مركوز است كه هر چه كند عين حكمت و صواب باشد و معلل بدواعى مصلحت * ( وَهُمْ ) * و ايشان يعنى آنها كه به زعم كفار خدايانند و يا همهء بندگان * ( يُسْئَلُونَ ) * پرسيده شوند از آن چه ميكنند جهة آنكه مملوكند و مملوك را ناچار است كه حساب اقوال و افعال خود با مالك راست كند و از عهدهء او بيرون آيد و نزد بعضى معنى آيه اينست كه حق سبحانه پرسيده نشود از ادعاى ربوبيت و غير او مسئول شوند در آن دعوى و نظم و سياق آيه مؤيد اينست * ( أَمِ اتَّخَذُوا ) * آيا فرا گرفتند * ( مِنْ دُونِه ) * به غير از خداى به حق * ( آلِهَةً ) * خدايان تكرير اين قول به جهت استعظام و استفظاع امر ايشانست و تبكيت و اظهار جهل ايشان و يا بجهة ضم انكار آنچه سند نقلى ايشان باشد بانكار آنچه دليل عقلى ايشان بود و معنى اينكه آيا يافتهاند خدايانى كه نشر موتى كنند تا آنها را آلهة خود گرفته باشند بجهة آنچه يافته باشند در ايشان از خواص الوهيت يا آنكه يافتند در كتب الهيه امر باشراك ايشان تا به جهت متابعت امر اتخاذ الوهيت ايشان كردهاند و مؤيد اينست كه مرتب ساخته بر اول آنچه دالست بر فساد اتخاذ عقلا و بر ثانى آنچه دليل است بر فساد آن نقلا * ( قُلْ هاتُوا ) * بگو بياريد * ( بُرْهانَكُمْ ) * دليل روشن خود را در اتخاذ الهه بدون خداى عقلا و نقلا چه دعوى لا عن دليل اعتبار ندارد و حكم بر صحت آن كردن نزد عقل معتبر نيست فكيف كه حجج بينه و براهين ساطعه از شواهد قاطعهاند بر بطلان تعدد الهه عقلا و نقلا آيه دالست بر فساد و تقليد و وجوب معرفة اللَّه به دليل عقلى و نقلى * ( هذا ) * اين كه مذكور شد در بيان امتناع تعدد آلهة و عدم جواز ولد و صاحبة بر او سبحانه * ( ذِكْرُ مَنْ مَعِيَ ) * ياد كردن كسانيست كه با منند از امت من يعنى قرآن * ( وَذِكْرُ مَنْ قَبْلِي ) * و ياد كردن آنان كه پيش از من بودند يعنى تورية و انجيل و ساير كتب سماويه مراد آنست كه اين وحى وارد شده در معنى توحيد حق تعالى و نفى شركا از او هم چنان كه بر من وارد شده بر جميع انبياى سابق نيز ورود يافته پس اين از تذكره و عظمة آنانيست كه با منند از اهل ايمان و آنان كه قبل از من بودند از امم انبيا و نزد بعضى معنى آنست كه اين قرآن خبر دهنده آنانى است كه با منند يعنى بر دين من تا روز قيامت به آنچه مر ايشان را باشد از ثواب بر طاعت و عقاب بر معصيت و ذكر آنچه حقتعالى انزال فرموده پيش از من از كتب سالفه پس نظر كنيد در آن و تامل نمائيد كه در آنجا به غير از امر بتوحيد و نهى از اشراك چيزى مييابيد و چون بعثت انبيا و انزال كتب موقوف نيست بر صحت توحيد پس صحيح باشد استدلال كردن در آن بنقل و اضافهء ذكر بامت حضرت خاتميت ص و امم متقدمه به جهت آنست كه قرآن و كتب سالفه تذكير وعظهء ايشانست * ( بَلْ